مهمات 87 !!!
خارجی
باراک حسین اوباما و باقی قضایا !
آدم سیاه پوست باشد ، وسط اسمش هم حسین باشد ، تازه بخواهد رییس جمهور حضرات آمریکایی هم باشد ، نوبر است والله ! از همه مضحک تر اینکه این بنده خدا بیاید و واقعاً رییس جمهور شود ! حالا این شیطان بزرگ باز هم شیطانی کرده است و « حسین آقا ! » را راهی کاخ سفید کرده است . البته اینکه این سیاه کاخ سفید چقدر شبیه اخلاف سفید پوستش است ، خدا می داند . می گویند به یکی گفتند برو یک کار عجیب و غریب بکن ، رفت اسم بچه اش را گذاشت « باراک حسین اوباما ! » . گفتند : چرا این کار را کردی مرد حسابی ؟ گفت : « باراک » که همان « باراک الله ! » است ، « حسین » هم که همان « حسین » است فقط اوبامایش را نمی دانم یعنی چه ؟!!!
« اوباما اصالتاً ایرانی است » به ظاهر شوخی بی مزه ای ست ولی وای از آن روزی که جدی گرفته شود . یک نکته جالب دیگر درباره اوباما ، حرکت بامزه یک سایت طنز بود که توسط برخی روزنامه ها جدی گرفته شد و تا مرحله شناسنامه ایرانی دادن به اوباما و اظهار عشق و علاقه همسرش به قرمه سبزی پیش رفت . می گویند : یکی توی خشکی قلاب انداخته بود . دیگری رسید و از او پرسید : چکار می کنی ؟ گفت : دارم ماهی می گریم ! گفت : یکی هم برای من بگیر و همان جا نشست . نفر بعدی رسید و همان سوال را پرسید . گفت : دارم ماهی می گیرم . گفت : مرد حسابی ! آدم که توی خشکی ماهی نمی گیرد . ماهی گیر ! گفت : تازه این یکی را ببین که منتظر است ، یکی هم برای او بگیرم !!
علمی
باشگاه بدن سازی فضایی !
از قدیم وقتی برای کسی که می خواست کار خفنی انجام بدهد می گفتند : « انگار می خواهد آپولو هوا کند ! » حالا اینکه چند تا آپولو هوا شد وچند تایش سالم به هوا ! ( فضا ) رسیدند ، بماند اما جالب تر اینکه ادم بخواهد آپولوی خودش را هوا کند . ایران در سال 87 موفق شد ماهواره « امید » را با موشک پرتاب ماهواره خودش به فضا برساند تا ماهواره فوق هین طوری صبح تا شب و شب تا صبح دور زمین بچرخد و بگو « دورت بگرم ! » ها ، فکر نکنید شوخی ست ها ! ، اگر شوخی بود آدم را بعد از پرتاب ماهواره عضو باشگاه نمی کردند تا بعد از ظهر ها برود همین طوری مجانی ورزش کند و پول بدن سازی ندهد و همچین بدن را بسازد که ... چهل ستون ، چهل پنجره !! حالا گیریم اسم باشگاهش یک کم عجیب و غریب باشد ؛ مثل « باشگاه فضایی !! » در هر حال فعلاً تا اطلاع ثانوی همه ایرانیان می توانند بگوبند : « ما اینیم !! »
اقتصادی
دست تو جیبتان نکنید ، حساب می کنم !
تو دوست داری بیست تومان بهت بدهند و یک شکلات بیست تومانی را به و بفروشند یا هیچی ندهند و شکلات را هم مجانی حساب کنند ؟! حالا اگر جواب بدهی که عزیز دل من ! چه فرقی می کنه ؟ چه کچل حسن ، چه حسن کچل !! اما فرق می کند برادرمن ، فرق می کند خواهر من ! اصلاً یادتان نیست آن صمد آقایی که مدام اصرار داشت آقایش را بگذارند اولش ؟! پس نتیجه می گیریم که فرق می کند و بنابراین فرق می کند که یارانه هایی که بابای من و شما حساب قران آخرش را هم دارد چطوری به دست ایشان برسد . شاید با شنیدن این خبر ابتدا به ساکن بال دربیاورید : « ممکن است در طرح یارانه های نقدی به هر ایرانی ماهیانه 17 تا 35 هزار تومان برسد » هر ایرانی یعنی من و شما و ایشان و سایر بستگان سببی و نسبی . یعنی علاوه بر پول توجیبی ماهیانه بابا ، دولت هم به همه پول تو جیبی می دهد داداش ! اما صبر کنید ، قبل از آنکه بوید خانه و به خاطر گرفتن حق ماهیانه تان شیشه های خانه را پایین بیاورید ادامه قضیه را هم بهتان حالی کنم : « در صورت تصویب این لایحه یا طرح یا هر چی ، یارانه نان ، بنزین ، گازوئیل ، برق ، آب ، گاز و ... برداشته خواهد شد ، داداش ! » ها چی فکر کرده اید ؟ نمی شود که هم خدا باشد ، هم خرما ! من که می دانم الان توی دلتان قند آب می کنید که خدا را شکر پفک و چیپس و کرانچی و هله هوله های دیگر یارانه ای نبودند والاّ رسماً بدبخت می شدیم ! ولی این را هم بدانید که فعلاً این قضیه در مرحله طرح است و معلوم نیست که تصویب بشود ، پس شکم ها را بیخود صابون زیادی نزنید و صبر کنید ببینیم این مهم ترین و حساس ترین طرح اقتصادی ده ، بیست سال اخیر چه می شود ؟!
دانش آموزی
شهر در امن و امان است !
توی حوزه دانش آموزی خبر بسیار بود . وزیر محترم آموزش و پرورش ( این جدیده ! ) از کسری بودجه 6 میلیارد دلاری آموزش وئ پرورش سخن گفت و همه را انگشت به دهان کرد . یعنی ما 6 هزار میلیارد تومان کم داریم و خودمان خبر نداریم . با اعلام این خبر موجی از شادی در بین دانش آموزانی که دنبال بهانه ای باری اثبات عدم تنبلی شان بودند ، به راه افتاد . این دانش اموزان طی اطلاعیه ای گفتند : « وقتی ما اینهمه پول کم داریم برای درست درس خواندن ، ان وقت از ما توقع قبول شدن دارید ؟! اهه ! » گذشته از 6 میلیارد که فعلاً بد جور نقل محافل شده و از قبول نشدن دانش آموزان تا استخدام نشدن معلم ها به آن مربوط شده ، اظهار جالب تر جناب وزیر بود که فرمود « هیچ آمار دقیقی از دانش آموزان و معلمان کشور نداریم ! » می بینید شما را به خدا ؟! آمار ندارند آن وقت هر روز اول هر زنگ حاضر غایب می کنند ! حالا فرض که حاضر غایب هم کردید ، کسی که نمی داند دانش آموز جماعت چند نفر است ! تازه دانش آموز که هیچی ، معلم ها هم آمارشان معلوم نیست ! شنیده ها حاکی ازآن است که پس از انتشار این خبر ، آمار غیبت معلم ها و شاگردها به شدت بالا رفته و حالا ظاهراً آموزش و پرورش واقعاً باید آمار معلم ها و دانش آموزانش را بگیرد ! گذشته از اظهارات وزیر محترم ، اوضاع درب وداغان سرویس های مدارس که توسط هزاران فروند مینی بوس و اتوبوس و نیسان و کالسکه و گاری و الاغ و فرغون ! انجام می گیرد ، هر از چند گاهی تیتر روزنامه ها می شد که البته فی نفسه خیلی بد نیست و هر چند وقت یکبار چند دانش آموز را معروف می کند !
هنری
رز گل من !
این یکی را همچین حال کرده ام با نثر قاجار برایتان بنویسم تا حالش را ببرید :
« از قراریکه مسموع افتاده ؛ یک ضعیفه ی وجیه ی سابقاً عفیفه ای هفته ماضیه راهی دیار ینگی دنیا شده ، آنجا رحل اقامت انداخته است . البت قضیه بر این قرار بوده که ضعیفه مزبوره را یکی از رعیت های دایرکتور بازی دیار اوتازونی دیده ، پسندیده و برده توی فیلمش ! آن دختر هم رفته و با یک جوان مزلفی که در سنوات ماضیه با یک ضعیفه ی دیگری توی یک کشتی بزرگ که جهاز تایتانیک اسمش بود ، کارها کردند که بیا و ببین ! حالا دوباره آمده با رعیت ایرانی عشق و عاشقی می کند ! از اوضاع آن دختر توی کشتی ، « رُز » نام ، شنیده شده که از این غم فراق رفته و عاشق یک جوان جاهل ایرانی شده که حالا که تو دختر ایرانی می گیری من هم می روم با پسر ایرانی ، که صدایم بکند : « رُز گل من ! »
حالا آن فیلم که می گفتند ضعیفه هیچ از شرع انور خطا نکرده و ساق بند و کلاه حکیمی و زلف عاریه گذاشته که بشود بازی کند ، هیچ کدام راست نبوده و باری هیچ هم از این حرفها نبوده . مسموع شده که هر چه گفته اند بیا و از این بی ناموس بازی ها نکن ، نشنیده و رفته و کرده ! حالا میرزا محمد رضای شریفی نیا که همان ولید است ، مانده چطور جواب صغیر و کبیر را بدهد که چرا راپورت کذب داده ای ؟!خلاصه خدا به خیر کند ! »
این البته تنها اتفاق مهم سال نبود ولی باعث شد همه به این فکر بیفتند که بالاخره بازی کردن توی کی فیلم خارجکی خوب است یا بد ؟ درست است یا غلط ؟ قانونی است یا غیر قانونی ؟ و از این حرف ها ... البته باید عرض کنم که هنوز کسی در تاریخ به این سوالات پاسخ دقیق نداده و آدم درست نیست که برود یک سوال هایی از بقیه بپرسد که آنها مجبور بشوند پس کله شان را بخارانند !!
اجتماعی
حمایت از مردان خانواده با نون اضافه !
امسال لایحه از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت که قبل از تصویب ماجراهای فاوانی بر آن رفت . ای پسر هایی که فعلاً عزب اوغلی هستید ، بدانید و آگاه باشدی که هیچ جا نباید با منافع خانم های محترم که تا صد سال پیش بهشان می گفتند « ضعیفه » ، بازی بکنید و اگر از این کارها کردید آن بلا بر سرتان می آید که بر سر لایحه حمایت از خانواده آمد ! اصلاً به نظر من از این به بعد نه تنها به هیچ خواهری نمی شود گفت « ضعیفه » که با این اوضاع باید بهشان بگوییم « رستم دستان » یا یک همچین چیزهایی ! خلاصه سرتان را درد نیاورم ، توی یک جای کوچک این لایحه نوشته شده بود که مرد می تواند برود هر چند تا زن که دلش خواست بگیرد و اصولاً همین است که هست ! ولی زن ها ثابت کردند که اولا چشمشان تیز بین است و حتی سوراخ سنبه های قانون را هم می پایند تا شلوار شوهرشان دو تانشود و ثانیاً همین نیست که هست ، داداش ! الغرض بعد از اعتراضات ( از طرف خانم ها ) و حمایت ها ( از طرف برخی آقایان که بعداً در خانه به حسابشان رسیدگی خواهد شد ) و کش و قوس های زیاد این بند از قانون کم شد و. ماجرا به خوبی و خوشی فیصله یافت ! البته اتحادیه مردان نیمه زن ذلیل طی اعلامیه ای اعلام کرده است « ما همین که فرصت کنیم سر کار برویم و در صف اقساط وام و بنزین و کارت سوخت و نان و گوشت و طرح سبد خانوار و ... بمانیم عمرمان ( دور از جان شما ! ) تمام می شود و فرصت این کارها را نمی کنیم !
ورزشی
زوال یک امپراطوری !
آدم که امپراطور بشود زورش خیلی زیاد می شود و می رود دشمنانش را شکست می دهد و حالشان را می گیرد و ... صبر کنید ! این برای توی فیلم هاست . بعضی وقت ها ژنرال ها علیه امپراطورها کودتا می کنند به چه ماهی ! ابتدای امسال که باشگاه پیروزی با هزار منت قرارداد را امضا کرد که بعدها مسمی شد به « افشین چای ! » که البته هیچ ربطی به ترکمن چای و اینها نداشت و موضوع این بود که آن روز برای افشین قطبی قهوه نیاورند و چای آوردند و ایشان ناراحت شدند و برای اینکه ناراحتی شان کم بشود مبلغ قرادادشان شد ... ببخشید محرمانه است ! اما اوضاع از آنجا خراب شد که پیروزی هی باخت و استقلال که همان اول فیرزو خان را در رده هفدهم جدول اخراج کرد با ژنرال قلعه نویی به پیش تاخت و تا حالا هم اول است ، داداش !
به هر حال از این انشا نتیجه می گیریم که آدم خوب نیست به مادیات فکر کند و بهتر است زیاد به مبلغ قرارداد کسی فکر نکند چون دلش می سوزد وکاری ز دستش بر نمی آید و بد می شود !
بدون بازتاب
http://www.dastandaz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/40لینک بازتاب:

ارسال نظر