درباره اين نويسنده

  • user-pic

    عبدالله مقدمي

دفعات مشاهده اين مطلب

366مشاهده

مطالب اتفاقي

مطالب پرطرفدار

لوگوي دوستان

لينك هاي مفيد

سروش فردوش

- بدون نظر | بدون بازتاب

یک روز آدم بزرگه به آدم کوچیکه گفت: بیا از من حمایت کن!

آدم کوچیکه گفت: چرا؟

آدم بزرگه گفت: چون من بر موضوعات اساسی و جهانی از نقطه نظر استراتژیک و سوق‌الجیشی احاطه دارم و به چالش کشیدن قدرت‌های تائوئیستی علاقه دارم!

آدم کوچیکه گفت: اینها را که گفتی ولش، چی گیر ما می‌آد؟!

آدم بزرگه گفت: بهت شام می‌دهم و به آرایت احترام می‌گذارم!

آدم کوچیکه گفت: آرا، مارا را ولش، شام چطوری می‌دی؟ کباب با گوجه و پیاز اضافه و ریحون‌؟

آدم بزرگه گفت: اگر بچه خوبی باشی، آره!

آدم کوچیکه گفت: من از تو حمایت می‌کنم.

آدم بزرگه گفت: نه، تو که تنها به درد نمی‌خوری، برو دو زیر شاخه برای خودت جور کن، آن وقت به آنها هم بگو هر کدامشان دو تا زیر شاخه دیگر گیر بیاورند تا کلاً خوب بشود!

آدم کوچیکه گفت: نوشابه هم می‌دهی؟

آدم بزرگه گفت: آره به شرطی که بعداً از مبداهای ورود سرمایه به خزانه سؤال نکنی؟

آدم کوچیکه گفت: اگر دو تا خواستم چی؟!

آدم بزرگه گفت: به شرط آنکه مقصدهای خروج سرمایه‌های اصلی از خزانه را هم بررسی نکنی!

آدم کوچیکه گفت: می‌توانم برای صاحبخانه‌مان هم ببرم؟

آدم بزرگه گفت: به شرطی که قبول کنی که همه مشکلات از جای دیگر آب می‌خورد و تورم، جهانی است!

آدم کوچیکه گفت: بالاخره شام می‌دهی یا نه؟!

آدم بزرگه گفت: آره می‌دهم، به تو و همه زیر شاخه‌هات؟

آدم کوچیکه گفت: باز هم شام می‌دهی؟

آدم بزرگه گفت: آره بعداً توی ستادهای استقبال مردمی...

ارسال نظر

بدون بازتاب

http://www.dastandaz.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/55لینک بازتاب: