دست انداز | نشریه طنز اینترنتی
روزنوشت ها شعر فتوكاتور داستان كاريكلماتور مقالات مصاحبه گزارش
منوي اصلي









گزارش
برترين هاي سايت
آرشيو
نسخه چاپي
منوي ميهمان
دفتر يادبود
جستجو
سايت ها و وبلاگ ها
معرفي نويسندگان
منوي كاربران
ارسال مطلب
صف�ه شخصي


آمار سايت
نام کاربری:
رمز عبور:

ثبت نام

حاضران[5]:
مهمان: 5
عضو: 0
اعضای حاضر در سایت:

صفحات نمایش داده شده:
امروز: 92
کل: 266399

روزنوشت ها: اندر احوالات خانه تكاني

 
و بدان اي فرزند خانه تكاني آن اعمالي را گويند كه تو را به زيارت اجدادت نائل آورد و گريزي نيست از آن مگر به یک طریق. و آن اینکه در موسم خانه تكاني كه همان برج حوت باشد، خود را به نحوي از انحاء مقتضي به موش مردگي زني و ابراز ناخوشي كني و هرگز اين پند را فراموش مكن كه اين حيلت تو را تا زماني ياري رساند كه در خانه ي پدري باشي!
حال كه سخن بدين جا رسيد بگذار تو را پند نيكو تري دهم : هرگز ، هرگز و ابدا" زوجه اي اختيار مكن و اگر روزي تو را اين خطا برفت و اين خبط بكردي، راه گريزي براي خويشتن، بدينسان كه تو را تعليم دهم، باقي گذار!
آن هنگام كه با نيش تا بناگوش باز هر آنچه كه زوجه ي مكرمه به نام شروط ضمن عقد به خوردت مي دهد ، كانهوا حمار امضا مي كني، به ياد داشته باش كه تو نيز شرط كني كه به هيچ وجه من الوجوه در اين امر خطير – همان خانه تكاني – مداخله نمي نمايي! باشد كه كارگر اوفتد!
و نيز بدان كه مداخله در اين امر همانند مثال لب دريا رفتن و تر شدن است كه اگر سر سوزني از سر دلسوزي قدم برداشتي ، لاجرم ناگزيري كه تا آخر خط بروي!
ونيز بدان...
مرا فرصتي نيست فرزند كه هم اكنون مرا همسر بانو امر فرمودند كه شيشه هاي اندروني را برق بيندازم ! القصه باقي پندها بماند براي زماني ديگر اگر عمري باقي بود انشاء اله و تعالي ...

هاجر ده بزرگي   سه شنبه، 28 اسفند، 1386 (191 مشاهده)   (نظرشما ؟ )  

روزنوشت ها: چند خبر گازی!!!

برای مشاهده کامل، روی تصویر کلیک کنید مشکل گاز مرتفع شد همشهری: ۱۹/۴/۸۵: ایران دارای دومین ذخایر نفت و گاز در جهان است

۱۳/ ۱۰/ ۸۵ وزیر نفت: با بهره‌برداری از پالایشگاه‌های گاز انتظار می‌رود افزون بر تأمین کمبودهای به وجود آمده، صادرات نیز داشته باشیم

۲۳/ ۱۰/ ۸۶: وضعیت گازرسانی به تمام نقاط کشور مطلوب است

۲۳/ ۱۰/ ۸۶: آیا می‌دانید مصرف بیش از اندازه گاز نتیجه ارزان بودن آن است؟

۲۴/ ۱۰/ ۸۶: آب، برق، گاز گران نخواهد شد

۲۴/ ۱۰/ ۸۶: موارد پراکنده قطعی گاز دیده می‌شود

۲۵/ ۱۰/ ۸۶ : وزیر نفت از افزایش تولید گاز کشور خبر داد

۲۵/ ۱۰/ ۸۶: برای جبران ناشی از قطع گاز صنایع، باید از امروز برنامه‌ریزی کرد

۲۶/ ۱۰/ ۸۶: گاز برخی کارخانه‌های صنعتی قطع شد

۲۶/ ۱۰/ ۸۶: جلسه مجلس برای بحران گاز برگزار شد

۲۷/ ۱۰/ ۸۶: گاز در برخی مناطق سهمیه‌بندی می‌شود                    

۲۷/ ۱۰/ ۸۶: مشکل گاز هنوز ادامه دارد

۱۱/ ۱۱/ ۸۶: صادرات گاز به ترکیه آغاز شد

۱۲/ ۱۱/ ۸۶: مشکل قطعی گاز در تمام ایران با همت و تلاش مسئولین مرتفع شد

دست انداز: آيا شما هم می‌توانيد با گاز يك جمله بسازيد؟

 کاریکاتور از مانا نیستانی

نسيم صباغان   سه شنبه، 23 بهمن، 1386 (357 مشاهده)   (ادامه متن) 4 نظر)  

روزنوشت ها: فضای عجيب

در راستای تصویب قانون منع چاپ عكسهای تبلیغاتی كاندیداهای مجلس، نماینده ‌مردم زاهدان گفت: در ادوار گذشته افرادی با «عكس‌های فریبنده»، «فضای عجیبی» در شهرها به وجود می‌آوردند و توانستند رأی مردم را به دست آورند.
 

ما كه سعادت نداشتیم در حوزه انتخابیه خودمان چنین عكسهایی ببینیم. بیاییم برای چند لحظه تصور كنیم كه این فضای عجیب چگونه فضایی بود؟ می‌گویند وصف‌العیش نصف‌العیش!

منبع عکس: نشریه چلچراغ / بهمن ۱۳۸۲

فرزام الفت   یکشنبه، 14 بهمن، 1386 (327 مشاهده)   (ادامه متن) 1(نظر)  

روزنوشت ها: سرانجام روزشمار برج میلاد

"

در اتوبان همت تهران روبه روی برج میلاد، تابلوی روزشماری نصب شده که تعداد روزهای تأخیر در افتتاح آن برج را به اطلاع بینندگان می‌رساند. باتوجه به اینکه تابلو به صورت دورقمی ساخته شده است و تاکنون حدود ۸۰ روز تأخیر را نشان می‌دهد، پس از ۹۹روز احتمالات زیر متصور است:
۱- شهردار تهران مجدداً از مردم عذرخواهی کند و دستور دهد تابلوی روزشمار دیگری در همان محل نصب شود با عنوان: این‌قدر روز تأخیر، به علاوه روزهای تابلوی قبلی، مساوی این تعداد روز مانده به افتتاح!
۲- روز نود و نهم تصمیم بگیرندبی‌خیال اتمام کامل برج شوند و به صورت ضربتی مراسمی در خاک و خُل اطراف برگزارکنند.
۳- روز صدم، تابلو صفر شود ودوباره از اول روزها را بشمارد تا آب از آب تکان نخورد.
۴- اعداد تابلو چشمک‌زن شودتا به عنوان چراغ راهنمایی و رانندگی به رانندگان رعایت سرعت مطمئنه را گوشزدکند.
۵- روی تابلو بنویسند شما در مقابل دوربین مخفی بودید.
"

ماني رضوي زاده   سه شنبه، 11 دی، 1386 (342 مشاهده)   (ادامه متن) 1(نظر)  

روزنوشت ها: پيشنهاد

پس از آنكه فرمانده انتظامي خوزستان اعلام كرد: كركي كه در بازار موجود است تقلبي است و از هروئين فشرده به دست مي آيد به دوستان معتاد به اين نوع مواد پيشنهاد مي كنيم تا جمع آوري تمام و كمال كركهاي تقلبي از بازار براي مدتي از مصرف آن دست كشيده و براي حفظ سلامتي خود و جامعه سراغ مواد ديگري كه اصلشان در بازار موجود است بروند.
 

مريم بابايي   سه شنبه، 11 دی، 1386 (281 مشاهده)   (نظرشما ؟ )  

روزنوشت ها: منوريل از چند لحاظ

مونوریل از این لحاظ 
زمان: یک روز زیبای بهاری مکان:همین حوالی
شهرداری: مونوریل یکی از اصلی ترین نیازهای مردم است.
شورای شهر: یکی از اصلی ترین نیازهای مردم مونوریل است.
شهرداری:ما برای رسیدن به مونوریل کوشش می کنیم.
شورای شهر: راست میگه.
شهرداری: ما برای ساخت مونوریل احتیاج به هیچ کمکی نداریم.
شورای شهر: خدا نکند کسی مونوریل را بدون هماهنگی بسازد.
شهرداری: مردم تا چند ماه آینده به مونوریل دسترسی پیدا خواهند کرد.
شهرای شهر: خالی بندان در جهان صنعتگرند! احداث مونوریل بدون مجوز ما عملی نیست.

نسيم صباغان   جمعه، 7 دی، 1386 (340 مشاهده)   (ادامه متن) 5 نظر)  

روزنوشت ها: پرسشهاي خبري - 1

احمدي نژاد: منتقدان بودجه کم اطلاعند - روزنامه اعتماد
 
كدام كلمه در اين خبر زيادي است؟ 
1- بودجه
2- منتقدان
3- مردم
4- ... (سانسور شد!)
  
رئيس دفتر انتخابات مشارکت بيان کرد: تمايل 60 درصد مردم به اصلاحات – روزنامه اعتماد
 
كدام گزينه اين خبر را تكميل مي كند؟ 
1-      اين شصت با آن شصت نسبتي ندارد؟
2-      به قول يك مربي فوتبال مي ماند 80 درصد كه آن هم اكثريت را تشكيل مي دهند.
3-      اصلاحات همان سلماني است و خبر كامل است.

فرزام الفت   جمعه، 7 دی، 1386 (364 مشاهده)   (ادامه متن) 3 نظر)  

روزنوشت ها: دست تقدير

- پسر: پدر جان دست تقدير چيست؟
 - پدر: دستي كه دستي دستي كار دست آدم مي دهد!
- پسر: پس هميشه باعث دردسراست!
- پدر: البته نه هميشه! مثلا همين دست تقدير بود كه من و مادرت را با هم آشنا كرد و...
پسر: پدرجان داستان آشناييتان با مادر جان را كه هزار بار گفته ايد!
 پدر : قند مكرر است پسر جان! بگذريم! پسر:‌ اصلا اين دست مال كي هست؟
پدر : مال كي هست يعني چي؟ تقدير يعني سرنوشت ، يعني يك چيزهايي كه من و تو از آن سر در نمي‌ آوريم ، يعني از قبل مقدر شده ، يعني ... اي بابا من چه طور به توي نيم وجبي اي چيزها را حالي كنم؟‌برو سر درس و مشقت!
پسر : پدر جان يعني آدم خودش نمي فهمد كه بالاخره كي به كي مي شود و چي به چي؟
پدر: آفرين پسر گلم! دقيقا همينه ! هوشت به خودم رفته! اين دست ، دست عجيبيه! هر بار از آستين يك نفر بيرون مي آيد!
پسر:‌مي دانيد پدر جان! اين بار اين دست نامرئي سر از آستين آقا معلم در آورد و او هم با آن دست يك صفر كله گنده به ما داد تازه الان كشف كرديم كه قبلش هم اين دست ناجنس بود كه ناغافل سر از آستين ما در آورد و كاغذهاي تقلب را از جيبمان بيرون آورد و ...آخ! گوشم را كندي پدر جان!
پدر : من نبودم كه دلبندم! اين دست تقدير بود! دست خودش كه نيست! گاهي هم از اين كارها مي كند!
 

هاجر ده بزرگي   شنبه، 1 دی، 1386 (324 مشاهده)   (ادامه متن) 9 نظر)  

روزنوشت ها: 20 بگيريد!

 

٢٠ لیتر به سهمیه بنزین خودروهای سواری شخصی اضافه شد، شد ١٢٠ لیتر . ولی باید بیشتر دقت کنید . ٢٠ لیتر سهمیه بیشتر یعنی ٢٠ لیتر بنزین آزاد کمتر که با احتساب بنزین آزاد لیتری ۵٠٠ تومن می شود ١٠٠٠٠ تومن که تقسیم بر قیمت بنزین سهمیه که ١٠٠ تومن است ، می شود ١٠٠ لیتر که به علاوه آن ١٢٠ تای سهمیه می شود ٢٢٠ لیتر . حالا حساب کنید با این ٢٢٠ لیتر تا کجاها می توان رفت.
 ولی من رفیقی دارم که از این حساب و کتاب ها چیزی سر در نمی آورد و نه تنها پیچش مو، حتی خود مو را هم نمی تواند ببیند.
 می گویم: عزیز من این ٢٢٠ لیتر الان در کارت شما هست. حالا شما این نانی را که سر سفره ات گذاشته اند نمی بینی خوب  لابد کوری.
می گوید: اولا" که این دو دو تا چهار تایت تو سرت بخورد. ثانیا" من اصلا" ماشین ندارم. ثالثا" می گویند:اگر آب سر بالا برود (حالا به هر دلیلی) کلی آت و آشغال دیگر را هم با خود بالا می برد.می گویم: حالا قیمت چهار قلم جنس هم بالا رفت. آسمان که پایین نیامده!
 می گوید: اینجا دیگر تویی که حساب و کتاب حالیت نیست. پدر بزرگ من تابستان امسال سکته کرد. وسط راه سهمیه بنزین آمبولانس تمام شد و بنده خدا تمام کرد و چون  حل شدن مشکل بنزین آمبولانس ها هم یک ماهی طول می کشید، مجبور شدیم همانجا پای یک چراغ قرمز چالش کنیم که الان همان چراغ قرمز به نام پدربزرگ من نامگذاری شده.
بگذریم، آن بنده خدا قبل از مرگش در حال احتضار به من وصیت کرد که: «نوه عزیزم حواست باشد که هر چیزی که گران شد، عمرا" دوباره ارزان بشود. بعد هم افتاد و مرد.».
 شما را به خدا منطق این رفیق ما را می بینید؟ صبح تا شب یکدم غر می زند که بعد از سهمیه بندی همه چیز گران شده. از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد. هر چقدر هم من خودم را آتش می زنم که مرغ شیر نمی دهد و این روزها آدمیزاد جان ندارد و لاجرم هیچکدام گران نمی شود، به خرجش نمی رود.
 الان هم کنار من نشسته و با انگشت روی میز ضرب گرفته که:

چرا عاقل کند کاری که     قورباغه ابوعطا بخونه

عليرضا رودساز   شنبه، 1 دی، 1386 (223 مشاهده)   (ادامه متن) 2 نظر)  

19 مجموع خبرها (2 صفحه, 10 درهر صفحه)
[ 1 | 2 ]
آخرین بروز شده ها
نامه یک مسؤول به رییس خود[ 0 نظر - 25 مشاهده ]
آمار غلط بود... خودكشی نكنيد![ 0 نظر - 24 مشاهده ]
در مزایای سرویس‌های شلوغ[ 1 نظر - 78 مشاهده ]
لطفاً تا اطلاع ثانوی نمیرید![ 0 نظر - 104 مشاهده ]
مسافر کش[ 0 نظر - 318 مشاهده ]

[ موارد بیشتر در بخش اخبار و تازه ها ]

مطالب قبلی
سه شنبه، 28 اسفند، 1386
· اندر احوالات خانه تكاني
سه شنبه، 23 بهمن، 1386
· چند خبر گازی!!!
یکشنبه، 14 بهمن، 1386
· فضای عجيب
سه شنبه، 11 دی، 1386
· سرانجام روزشمار برج میلاد
· پيشنهاد
جمعه، 7 دی، 1386
· منوريل از چند لحاظ
· پرسشهاي خبري - 1
شنبه، 1 دی، 1386
· دست تقدير
· 20 بگيريد!

لینک به سایت
لینک به سایت
دست انداز | نشریه طنز اینترنتی


مشاهده تمام
لینکهای دوستان


دوستان

IranNuke Premium



PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.61 ثانیه