پارازيت
- با آنكه چيني بلد نبود، ولي دست از سخن چيني بر نداشت.
- نيامدي، نگاهم دست خالي برگشت.
- براي جلوگيري از خود نمايي من، نبرد سختي بين من هاي درونم آغاز شد.
- در سياست ،بعضي ها گذرگاهند، بعضي ها توقفگاه و بعضي ها هم جاده.
- اگر ديوار نبود از دست اين آزادي به كجا پناه مي برديم !
- مخم، بر مخچه ام پدري مي كند.
- شايد اتحاد يك نوع ظاهرسازي براي پنهان كردن دشمني باشد.
- عده اي براي رسيدن به اهدافشون روز شماري مي كنند و بعضي شب شماري.
- اگر جلوي اشتباه هاي خود را نگيريد بالاخره آنها جلوي شما را خواهند گرفت.
- تمام ارزها را در صرافي معامله مي كردند به جز عرض معذرت.
- قبل از اينكه فكري به سرتان بزند، حتماً از كلاه ايمني استفاده كنيد.
- وقتی چوب كبريت سرش را خاراند، آتش گرفت.
- زنبور عسل نيش تلخي دارد.
- باد كتابم را ديوانه وار ورق زد.
- بعضي ها با هم و بعضي ها به هم مي انديشند.
- «سبك» سرها نمي توانند، رفتاري «سنگين» داشته باشند.
- بعضي از انسانها سياستمدارند، ولي همه سياستمداران انسان نيستند .
- هيچ پرسشي بيهوده نيست، اين پاسخ ها هستند كه اغلب بيهوده اند.
- گاهي احساس دل بالاتر از منطق است.
- مرگ حروفچين سبب پراكندگي حروفها شد.
- براي مسخره كردن شكارچي، پرنده را از قفس آزاد كردم.
سهراب گل هاشم
http://www.qudsdaily.com/archive/1387/html/3/1387-03-09/page12.html#3