اول دفتر

تبریک و دیگر هیچ!


انسانها دوست دارند زندگیشان را به مقاطعی تقسیم کنند که همیشه بتوانند با اتکا به آن مقاطع حرکتهایی را از نو شروع کنند. هفته، ماه، ساعت، جشن روز تولد و جشن سال نو همگی اختراعات آدمی برای این تقسیم بندی مقطعی است. قول دادن ما به اینکه از فلان شنبه بهمان کار را شروع خواهیم کرد (هرچند این شنبه کذایی هرگز نرسد!) از همین تمایل نشات می گیرد. شاید در بین همه این مقاطع زمانی، سال نوی ایرانی تنها اختراعی باشد که با تمایل طبیعت به شروع دوباره و نو شدن تطابق دارد.

حالا اینها چه ربطی به سایت طنز دست انداز دارد و ما را چه به این حرفها؟ آیا ما دوست داریم در سال جدید جدی و مصمم به کارمان ادامه دهیم؟ آیا می خواهیم باز هم یک تغییراتی در سایت بدهیم؟ آیا قرار است در سایت را ببندیم؟ آیا داریم شما را به شرکت در انتخابات دعوت می کنیم؟ آیا از شعار اوباما به عنوان «تغییر» حمایت می کنیم؟

نخیر... فقط داریم سال نو را به شما تبریک می گوییم و برایتان آرزوی سالی خوب داریم. ولی خب نمی شد که همینطوری الکی تبریک بگوییم؟ می شد؟

اما آن روزهای تلخ گذشت!


 وقتی یک عده آدم سست عنصر (!) تصمیم بگیرند ملت را دست بیاندازند و دست انداز راه اندازند همین می شود که دیدید. خب راستش بعد از یک سال و تقریبا" اندی، سایت دست انداز که قرار نبود کسی را دست بیاندازد خیلی زیاد این کار را تکرار کرد. اما آن روزهای تلخ گذشت!
چون فضای این ستون محدود است(!) خلاصه می کنیم: قرار است از این به بعد با ظاهری جدید و بهتر از قبل با رفع ایراداتی که خیلیها از آن شکایت داشتند و با ساختاری جدید در خدمت شما باشیم.
نوشته های روزمره را همچنان در ستون روزنوشتها خواهید دید. اما بخش ویژه نامه ماهیانه به سایت اضافه می شود که هر ماه با یک سوژه  و نوشته های طنزنویسان به شما عرضه می شود. تصویر و کاریکاتور هم به همت بعضی دوستان ادامه دارد.
جهت آشنایی با همکاران هم می توانید همین زیر (نخیر اون زیر نه این زیر) را ببینید.

تازه هاي سايت

بخش انتخابات

قدر نشناسی بعضی ها(فتوکاتور)!

557 مشاهده
نويسنده روح الله عسکری13 خرداد 1388 2:13 صبح - 2 نظر

چرا ما عاشق انتخاباتیم؟!

ما ایرانی‌ها انتخابات را خیلی خیلی دوست داریم چون در زمان انتخابات همه مان بلااستثنا و در هر شرایطی به شدت محترم می‌شویم و نظرمان هم محترم می‌شود ولی قبل از آن تنها در یک جاهای خاصی احساس محترم بودن می‌کنیم مثلا وقتی سوار مترو شدیم و یک خانم صدا قشنگ هی بهمان می‌گوید‌: مسافر محترم ایستگاه فلان...

529 مشاهده
نويسنده مریم شکرانی13 خرداد 1388 2:09 صبح - 3 نظر

مصاحبه با یک صندوق رأی

ما: آقای صندوق رأی! چند وقتی است که شما دوباره در صدر خبرها قرار گرفته‌اید. چه خبر؟ صندوق: اولاً شما جنسیت من را از کجا می‌دانید که آقا هستم یا خانم؟ بای دیفالت همه را مذکر فرض می کنید؟ فکر می‌کنید صندوقها هم مثل کاندیداها حق ندارند زن باشند؟ ما: حالا شما آقا هستید یا خانم؟

462 مشاهده
نويسنده فرزام الفت13 خرداد 1388 1:56 صبح - 1 نظر

تفسیر کلمه انتخاب از دیدگاه یک سوفیسط مازوخیست!

انتخاب بر وزن ثلاثی مزید انفعال به معنی برگزیدن، یعنی اینکه کسی یا چیزی را از بین کسان یا چیزان دیگر جدا کنید و یک جورهایی حسابش با چیزهای دیگر فرق بکند. این پروسه مسلماً همانطور که از ذاتش برمی‌آید کلا با انفعال همراه است یعنی یا عده‌ای را دچار انفعال می‌کند یا اینکه عده‌ای را که دچار انفعال شده‌اند دوباره به

523 مشاهده
نويسنده هاجر ده بزرگي13 خرداد 1388 1:52 صبح - 1 نظر

سروش فردوش

یک روز آدم بزرگه به آدم کوچیکه گفت: بیا از من حمایت کن! آدم کوچیکه گفت: چرا؟ آدم بزرگه گفت: چون من بر موضوعات اساسی و جهانی از نقطه نظر استراتژیک و سوق‌الجیشی احاطه دارم و به چالش کشیدن قدرت‌های تائوئیستی علاقه دارم!

364 مشاهده
نويسنده عبدالله مقدمي13 خرداد 1388 1:50 صبح - بدون نظر

بعله !

کبکای کُرچ بی دل و دماغیم تو کف ناز و عشوه ی کلاغیم کلاغای چش زاغ مو طلایی که تعطیلاتشون میرن هاوایی

414 مشاهده
نويسنده مرمر الفت13 خرداد 1388 1:48 صبح - بدون نظر

از دید خودش به فکر آزاتی بود!

حرف از هیجان و صحبت از آتی بود از دید خودش به فکر "آزاتی" بود! رفتم که ببینم این هیاهو از چیست

433 مشاهده
نويسنده حسن صنوبری13 خرداد 1388 1:45 صبح - بدون نظر

توفیق اجباری !

شده با زور و فشار باید بیای کاندیدا شی شده با هوار هوار باید بیای کاندیدا شی شده با وعده‌ی ماهی صد تومن! باید بیای با شعار ِ چاکریم خیلی خفن! باید بیای

451 مشاهده
نويسنده فاضل تركمن13 خرداد 1388 1:42 صبح - بدون نظر

لالایی برای کاندیدای نازنازی

تا حسابی خوشت بیاد، سوار تابت می‌کنیم دکتر و استاد و پروفسور خطابت می‌کنیم پهلوی عکس خوشگلا می‌نشونیمت رو تاقچه‌ها با چار تا تیکه چوب و میخ صاحب قابت می‌کنیم

500 مشاهده
نويسنده عباس تربن13 خرداد 1388 1:40 صبح - 4 نظر

وعده‌های انتخاباتی

کاش جای تمام آن گفتارپرسشم را جواب می‌دادییا اگرصحبتی نمانده به جادو سه متری طناب می‌دادیانتخابات قبل یادت هست ‌نان داغ و کباب می‌دادی؟!آن زمانی که میکروفن در دستوعده با آب و تاب می‌دادی!می‌نوشتی که مقصد آزادی ستآدرس انقلاب می‌دادی!در...

404 مشاهده
نويسنده راشد انصاری13 خرداد 1388 1:05 صبح - بدون نظر
rooznevesht
roozneveshtha