![]() |
نوشته شده توسط مریم شکرانی شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۵
الناز - گلناز - آیناز- سارا- مهسا- پریسا- شبنم- گلبرگ - تگرگ - افسانه- جانانه - فرزانه- نازنین- آتشین - مینا- سیما- شیما- سوسن - سنبل - لاله- رز- بنفشه - شب بو- غنچه - شکوفه - بتول - بهاره - پاییزه و ...
نوشته شده توسط حسام حيدري شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۵
چهاردهم فوريه در بين اروپاييان به روز عشق يا ولنتاين معروف است و دليل نام گذاري آن هم وجود فردي به نام سنت ولنتاين است كه در زمان مخالفت پادشاه روم با ازدواج جوانان ، امكان آشنايي و ازدواج آن ها را فر...
نوشته شده توسط محمد علي رمضانپور شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۵
ولنتاین : بنا به متون مندرج در دایرةالمعارفها و لغتنامههای معتبر این عبارت متشکل است از دو بخش "ولنت" و "این" که بخش نخست آن از ریشهی والانت بوده و در زبان پهلوی معنای قلب میدهد. بخش دوم آن نیز ...
نوشته شده توسط فاضل تركمن شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۵
آهاي جماعت هميشه خسته
به خاطر شما دلم شكسته
به من بگين چه آرزويي دارين
مي خواين تو باغتون ، طلا بكارين ؟
خودم مي شم غول چراغ جادو
رفاقتي مي ريم به باغ جادو
درسته يك قرون به جيب ندارين
آروزي عجيب غريب ...
نوشته شده توسط نسيم عرب اميري شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۵
آن کشیش اقدس، آن مرد مقدس ، آن داننده رموز عشق ، آن بانی روز عشق ، آن عاشق پیشه ، آن مرد با ریشه ، آن آتشین مزاج ، آن موافق عشق و ازدواج، آن بنیان گذار چهاردهم فوریه ، آن رسوخ دهنده عشق در قلب ، کبد ،...
نوشته شده توسط مهدی استاداحمد شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۱
(1)
زدی بدجور تو خط عشق آنلاین
که داری اشتهایی مثل کمباین
خریدی هیجده تا کارت پستال
نوشتی روش: "تویی تنها ولنتاین"!
(2)
به جای قلب انگار ناو داری
که اینقد جا برای love داری
یه دونه دل، چهل- پنجاه دلبر...
عزی...
نوشته شده توسط ارژنگ حاتمي شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۱
امروز خانم معلم گفت در مورد عشق انشا بنويسيم، پيش بابا رفتم و از بابايي خواستم در نوشتن انشا بهم كمك كنه، وقتي بابايي از موضوع انشا مطلع شد گفت: اين خانم معلمتون هم عاشقه ها! آخه بچه كلاس دومي رو چه ب...
نوشته شده توسط عباس تربن شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۱
دختري توي عكس پيش من است ، عكس او مثل ماه افتاده
بخش هايي كه من در آن هستم ، مثل شب ها سياه افتاده
من چه تاريك و تيره و تارم ، او چه صاف است و واضح و روشن
او كنارم به ماه مي ماند موقعي كه به چاه اف...
نوشته شده توسط عبدالله مقدمي شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۱

بیستم شهر شوال سیچقان ایل
امروز به شهر برلین رسیدیم . اول صبح بود که در و دیوار شهر پیدا شد . خواستیم باز بخوابیم که نتوانستیم ، از بس که این ببری خان سر و صدا کرد . حیف که خیلی دوستش داریم والا می گ...
نوشته شده توسط مانی رضویزاده شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۱
آن شب سرشان شلوغ تر از همیشه بود. آنقدر مشتری توی کافیشاپ نشسته بودند که پسر گارسون نمیدانست اول به کدام یکی رسیدگی کند. حتی بیرون در هم عدهای قدم میزدند و منتظر بودند تا میزی خالی شود و بپرند دا...
صفحه 1 از 2
![]() | امروز | 130 |
![]() | دیروز | 145 |
![]() | این هفته | 628 |
![]() | هفته گذشته | 931 |
![]() | این ماه | 2974 |
![]() | ماه گذشته | 3446 |
![]() | کل بازدیدها | 9174 |